حکایتی از نحوه‌ی آشنایی مولوی با شمس تبریزی

ads
ads
ads
تبلیغات
ads
adsads
  • نظام قدیم
  • دوره آموزش ابتدایی
  • دوره اول متوسطه جدید
  • سوالات دبیرستان
  • دانشگاه
  • کنکور ارشد
  • کنکور دکتری
  • دبیرستان و کنکور
  • کنکور سراسری
  • آزمون های آزمایشی آلم
  • آزمون آزمایشی موسسات
  • المپیاد
  • مسابقات آمایشگاهی
  • آزمون علمی
  • اسلاید های آموزشی
  • حل المسائل
  • مشاوره
  • آموزشگاه آزاد
  • سایر
  • خبر های آموزشی
  • کتابخانه
  •  حکایتی از نحوه‌ی آشنایی مولوی با شمس تبریزی

    شاید بارها از خود پرسیده باشیم که دلیل پدید آمدن انقلاب روحی در مولوی و راه یافتن نام او در جمع عارفان بزرگ و نام‌دار چه چیزی بوده است.

     برای آشنایی با جنبه‌هایی از این تحول و دگرگونی روحی مولانا جلال‌الدین بلخی بد نیست حکایتی را که در زیر آمده است، بخوانیم.

    در تاریخچه ادبیات آمده که روزی شمس وارد مجلس مولانا می‌شود و در حالی که مولانا در کنارش چند کتاب وجود دارد، شمس از او می‌پرسد، این‌ها چیست؟ مولانا جواب می‌دهد، قیل و قال است، شمس می‌گوید، و تو را با این‌ها چه کار است و کتاب‌ها را برداشته و به داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار دارد، می‌اندازد.

    مولانا با ناراحتی می‌گوید، ای درویش چه کار کردی؟ برخی از این کتاب‌ها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر به فرد است و دیگر پیدا نمی‌شود. شمس تبریزی در این حالت دست به آب برده و کتاب‌ها را یک یک از آب بیرون می‌کشد بدون این‌که آثاری از آب در کتاب‌ها مانده باشد و کتاب‌ها حتا ذره‌ای خیس شده باشند.

    مولانا با تعجب می‌پرسد، این چه سرّی است؟ شمس جواب می‌دهد، این ذوق و حال است که تو را از آن خبری نیست. از این ساعت است که حال مولانا تغییر یافته و به شوریدگی روی می‌نهد و درس و بحث را کنار گذاشته و شبانه‌روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت می‌ایستد و به قول استاد شفیعی کدکنی تولدی دوباره می‌یابد.

    هرچند مولوی در طول زندگی شصت‌وهشت ساله خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال‌الدین عدیم و محی‌الدین عربی حشر و نشرهایی داشته و از هر کدام توشه‌ای براندوخته، ولی هیچ‌کدام از آن‌ها مثل شمس تبریزی در زندگی‌اش تأثیرگذار نبوده تا جایی‌که رابطه‌اش با او شاید از حد تعلیم و تعلم بسی بالاتر رفته، چنان‌که پس از آشنایی با شمس، خود را اسیرِ دست‌وپابسته شمس دیده است.

    پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، با صلاح‌الدین زرکوب آشنا شد. الفت او با این عارف ساده‌دل سبب حسادت عده‌ای شد. پس از مرگ صلاح‌الدین، حسام‌الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید، که نتیجه همنشینی مولوی با حسام‌الدین، کتاب مثنوی معنوی شد که حاصل لحظه‌هایی از هم‌صحبتی با حسام‌الدین است. علاوه بر کتاب یادشده، او دارای آثار منظوم و منثور دیگری نیز هست که در زیر به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره می‌شود:

    مثنوی معنوی به زبان فارسی، غزلیات شمس، که غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است و رباعیات که حاصل اندیشه‌های مولاناست.

    فیه ما فیه که به نثر است و حاوی تقریرات مولاناست و گاه در پاسخ پرسشی و زمانی خطاب به شخص معین است. مکاتیب که شامل نامه‌های مولاناست و مجالس سبعه سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.

    جلاالدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری که در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شده بود، در غروب خورشید روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال 672 هجری قمری بر اثر بیماری ناگهانی که طبیبان از درمان آن عاجز شدند، در قونیه به دیار باقی شتافت.


    تبلیغ
    تاریخ : سه شنبه 30 دي 1393 نویسنده : آلم |بازدید : 149
    ارسال نظر برای این مطلب

    قابل توجه کاربران عزیز :

    • کلیه فایل های سایت بدون پسورد می باشد، در صورتی که در این رابطه مشکل دارید به بخش راهنمای سایت مراجعه فرمائید
    • فایل های سایت در اکثر موارد با فرمت pdf می باشند که جهت کاهش حجم آنها را در winrar قرار داده ایم. برای دانلود نرم افزار های مذکور به بخش راهنمای سایت مراجعه شود


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    مطالب پربازدید
    مطالب تصادفی
    مطالب پیشین
    adsadsadsصفر تا صد عربی کنکوراپ دیکشنری زبان خارجه